
انسانیت ظاهری ام ناخودآگاه است.
اقرار می کنم در این بیست و چند سال زندگی ام فعالیتی در جهت انسان شدن نکرده ام.
همین عنوان را در کوچه های بغلی بخوانید…
چه صبری دارد خدا (سجاد رامشت) / یادداشت های اتفاقیه (یوسف شیروانیان) / وقتی دلم تنگ می شود (مژده شاه نعمت الهی) /بوی باران عطر خاک (باران سادات) / پرسه خیال (رضوان پری) / میثاق ( زینب حیدری) / انتهای بیراهه (ف@طمه) /حرف های نزدیک ( مرمری) / ترخون (مهدی زرین قلم) / منتظر پرواز / پنجره ( محمد رضا) / طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه) / بی تو با تو بودن (سحر،طه) /مینی تاک (هانیه) / ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف) / سین عین طا / جشن بارون(نسرین) / روزهای من (یک بنده ی خدا) / رضــا دل(محمد) / پسر خاک (ساجد) / نامه ها (امید حق گویان) / ما که رفتیم(محمد) / ملکه نیمه شرقی / .:ساعت25 / به همین زودی (مهشید) /دری وری های یک کیبورد به دست / صور اسرافیل(زهرا) / خانوم مهندس می نویسد / به قلم آنها که به بهشت نمی روند ( سحر ) /پرسش های علی ( علی) / زنبور ( علی ) /امروزه / خدا - عشق - امید ( زهرا ) / دلواپسی هایم زیر باران ( یوسف ) / مرد کاغذی (ابراهیم ) / زمزمه ی قاصدک های بی خبر(زری) / امید قلب ما روزی مثال نور می آید(مرصاد) /با طعم توت فرنگی(توت فرنگی)/Always in All Ways /وبکده (فاطمه)/میدونم یکی هست که همیشه حواسش به منه (the scorpio)/فتوسنتز کرفس / رهگذر (ستاره) /دادارآباد (حیدری هائی)/پرسه در باران/حرف هایی از جنس نـیـــروانـا(نـیـــروانـا) /این نیز نگاهی ست به افتادن یک سیب...(مداد سفید)/رندان( مانے) /
بعضی وقتها فکر می کنم کاش لااقل بازیگر خوبی بودم.
همین عنوان را در کوچه های بغلی بخوانید…
چه صبری دارد خدا (سجاد رامشت) / یادداشت های اتفاقیه (یوسف شیروانیان) / وقتی دلم تنگ می شود (مژده شاه نعمت الهی) / بوی باران عطر خاک (باران سادات) / پرسه خیال (رضوان پری) / میثاق ( زینب حیدری) / انتهای بیراهه (ف@طمه) /حرف های نزدیک ( مرمری) / ترخون (مهدی زرین قلم) / منتظر پرواز / پنجره ( محمد رضا) / طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه) / بی تو با تو بودن (سحر،طه) / مینی تاک (هانیه) / ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف) / سین عین طا / جشن بارون(نسرین) / روزهای من (یک بنده ی خدا) / رضــا دل(محمد) / پسر خاک (ساجد) / نامه ها (امید حق گویان) / ما که رفتیم(محمد) / ملکه نیمه شرقی / .:ساعت25 / به همین زودی (مهشید) / دری وری های یک کیبورد به دست / صور اسرافیل(زهرا) / خانوم مهندس می نویسد / به قلم آنها که به بهشت نمی روند ( سحر ) / پرسش های علی ( علی) / زنبور ( علی ) /امروزه / خدا - عشق - امید ( زهرا ) / دلواپسی هایم زیر باران ( یوسف ) / وب نوشت های یک دانشجو ( مرتضی طاهری ) / مرد کاغذی (ابراهیم ) / زمزمه ی قاصدک های بی خبر(زری) / امید قلب ما روزی مثال نور می آید(مرصاد) /با طعم توت فرنگی(توت فرنگی)//Always in All Ways /وبکده (فاطمه)/میدونم یکی هست که همیشه حواسش به منه (the scorpio)/فتوسنتز کرفس / رهگذر (ستاره) /دادارآباد(حیدری هائی)/پرسه در باران/حرف هایی از جنس نـیـــروانـا(نـیـــروانـا) /این نیز نگاهی ست به افتادن یک سیب...(مداد سفید)/رندان( مانے) /
سلام؛
نمی دانی چقدر دلم برایت تنگ شده.شاید هم بدانی.چقدر دلم می خواهد ببینمت.نگاه از پشت عینکت را دوباره تجربه کنم.حالت خوب است؟حتما خوب است.مطمئنم.حال مارا هم بخواهی خوب است.حال همه ما خوب است.
نمی دانم چرا هرچه سعی می کنم به خاطرت بیاورم نمی شود.هرچه می خواهم خاطراتم را با تو مرور کنم نمی شود.فقط چندتا عکس خاطراتم را با تو می سازد.چند صحنه محو.صدای لرزانت را ولی یادم است.این ها مهم نیست.حال همه ما خوب است. همه ما عوض شده اند.آری همه عوض شده اند.ولی حالمان خوب است.خیالت راحت.
...
...
آری من می گویم حال همه ما خوب است.ولی تو باور نکن...
*این پست خیلی خصوصی بود.چند پاراگراف را حذف کردم.مخاطبم خانم نزهت سروش است.مادربزرگ مرحومم.خدابیامرزدش.
همین عنوان را در کوچه های بغلی بخوانید…
چه صبری دارد خدا (سجاد رامشت) / یادداشت های اتفاقیه (یوسف شیروانیان) / وقتی دلم تنگ می شود (مژده شاه نعمت الهی) / بوی باران عطر خاک (باران سادات) / پرسه خیال (رضوان پری) / میثاق ( زینب حیدری) / انتهای بیراهه (ف@طمه) /حرف های نزدیک ( مرمری) / ترخون (مهدی زرین قلم) / پنجره ( محمد رضا) / منتظر پرواز / طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه) / بی تو با تو بودن (سحر،طه) / مینی تاک (هانیه) / ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف) / سین عین طا / جشن بارون(نسرین) / روزهای من (یک بنده ی خدا) / رضــا دل(محمد) / پسر خاک (ساجد) / نامه ها (امید حق گویان) / ما که رفتیم(محمد) / ملکه نیمه شرقی / .:ساعت ??:. / به همین زودی (مهشید) / دری وری های یک کیبورد به دست / صور اسرافیل(زهرا) / خانوم مهندس می نویسد / به قلم آنها که به بهشت نمی روند ( سحر ) / پرسش های علی/ زنبور ( علی ) /امروزه / خدا - عشق - امید ( زهرا ) / دلواپسی هایم زیر باران ( یوسف ) / وب نوشت های یک دانشجو ( مرتضی طاهری ) / مرد کاغذی (ابراهیم ) / زمزمه ی قاصدک های بی خبر(زری) / امید قلب ما روزی مثال نور می آید(مرصاد) /با طعم توت فرنگی(توت فرنگی)//Always in All Ways /وبکده (فاطمه)/میدونم یکی هست که همیشه حواسش به منه (the scorpio)/فتوسنتز کرفس / رهگذر (ستاره) /دادارآباد (حیدری هائی)/پرسه در باران

توی سرویس دانشگاه نشسته ام و یکی کنارم است.سرصحبت را باز می کنم.ورودی جدید است.از اوضاع دانشگاه می نالد.از وضع غذا.دوری راه.از همین چیزهایی که ما هم می گفتیم.یک بی ام دبلیو از کنار اتوبوس رد می شود.نگاهش می رود سمت پنجره و می گوید یعنی می شود یک روز سوار همچین ماشینی بشیم؟ بهش می گویم شاید خیلی کارها را تا آخر عمرمان نکنیم.نگاهی به من می اندازد و بعدش بی خیال من به پنجره نگاه می کند.
این روزها آرزوی خیلی از هم سن و سالهای ما شده جدیدترین مدل ماشین و بهترین خانه توی بهترین جای شهر و از همین ها.فقط کافی است یکی را ببینند که بابای پولداری دارد که کادوی تولد بچه اش یک هیوندای کوپه است.وقتی همچین آدمی را می بیند چند روزی می افتد یک گوشه ای و می رود توی فکر و رویا که خدایا چرا من بابای پولدار ندارم...چرا شانس ندارم...کارشان می شود حسرت خوردن و نقشه های الکی پلکی ریختن که من باید پولدار شوم.دیگر هیچی برایش مهم نیست.رویای پولدار شدن آدم را به آنجا می رساند که دیگر برایش مهم نیست چطوری به پول برسد.شاید تمام این رویاپردازی ها به خاطر این است که آینده به وضوح برایمان روشن نیست.معلوم نیست چکاره خواهیم شد.اصلا چکارهایی باید توی زندگی بکنیم.انتظار جامعه و خانواده از ما چیست.به کجا باید برسیم؟واقعا به کجا باید برسیم؟این سیستم آدم را اینجوری بار می آورد.که انگار باید نشست و نگاه کرد که امروز پول توی چی هست؟اگر الان پول توی بساز و بفروش است برویم کاسه کوزه مان را آنجا پهن کنیم.اگر پول توی فلان رشته است و نان فلان جا توی روغن است جمع کنیم برویم آنجا.اینجوری می شود که آدم می رود توی رویا.رویای به پول رسیدن.دیگر هیچی برایش مهم نیست.علاقه اش.هدفش. حلال بودنش...
چه می دانم...از همین ها...
*یعنی به تعداد "پول"هایی که تایپ کردم "گول" نوشتم.
همین عنوان را در کوچه های بغلی بخوانید…
چه صبری دارد خدا (سجاد رامشت) / یادداشت های اتفاقیه (یوسف شیروانیان) / وقتی دلم تنگ می شود (مژده شاه نعمت الهی) /بوی باران عطر خاک (باران سادات) / پرسه خیال (رضوان پری) / میثاق ( زینب حیدری) / انتهای بیراهه (ف@طمه) /حرف های نزدیک ( مرمری) / ترخون (مهدی زرین قلم) / پنجره ( محمد رضا) / منتظر پرواز / طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه) / بی تو با تو بودن (سحر،طه)/ مینی تاک (هانیه) / ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف) / سین عین طا / جشن بارون(نسرین) / روزهای من (یک بنده ی خدا) / رضــا دل(محمد) / پسر خاک (ساجد) / نامه ها (امید حق گویان) / ما که رفتیم(محمد) / ملکه نیمه شرقی / .:ساعت ??:. / به همین زودی(مهشید) / دری وری های یک کیبورد به دست / صور اسرافیل(زهرا) / خانوم مهندس می نویسد / به قلم آنها که به بهشت نمی روند ( سحر ) / پرسش های علی ( علی) / زنبور ( علی ) /امروزه ( سیروس خلیلی ) / خدا - عشق - امید ( زهرا ) / دلواپسی هایم زیر باران ( یوسف ) / وب نوشت های یک دانشجو ( مرتضی طاهری ) / مرد کاغذی (ابراهیم ) / زمزمه ی قاصدک های بی خبر(زری) / امید قلب ما روزی مثال نور می آید(مرصاد) /با طعم توت فرنگی(توت فرنگی)//Always in All Ways /وبکده (فاطمه)/میدونم یکی هست که همیشه حواسش به منه (the scorpio)/فتوسنتز کرفس / رهگذر (ستاره) /دادارآباد (حیدری هائی)/
یعنی مردم تا تونستم اینو بگیرم.
بدون عینک زندگی یک جور باحالی می شود برایم.یعنی اولش سخت است.همش تلاش می کنم همه چیز را مثل قبل ببینم.به چشم هایم فشار می آورم.ریزشان می کنم.تمام انرژی ام را صرف بهتر دیدن می کنم.کمی که می گذرد می بینم چیز خاصی هم نیست که بخواهم برایش اینقدر تلاش کنم.بی خیالش می شوم.همیشه جزئیات قشنگ نیستند. بدون عینک کلی تر می بینم.لبه ها معلوم نیست.به قول عکاس ها شارپنس دنیا خیلی کم می شود.کسی را در دور می بینم و حس می کنم آشناست.دست تکان می دهم. جواب من را می دهد.نزدیک می شود.می بینم نخیر.اصلا بار اول است که می بینمش. حتما طرف فکر می کند خلم.چه می دانم... دیگر حتی برایم مهم نیست استاد روی تخته سیاه چی می نویسد.یا مثلا روی برد چی زده اند.این روزها خبر خاصی روی برد نیست. یا اطلاعیه برای اعضای تیم فوتبال دانشکده است یا ساعت ورزشی دخترها یا مسابقه قطعه ادبی در مورد ولایت و از این چیزهاست.بهتر که برد را هم نمی بینم.
فردا می روم عینکم را تحویل بگیرم.